+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:26
  به قلم: هومن و شادی
|
۳ جمله ی زیبا:
۱.زندگی صحنه ی یکتای هنرمندیه ماست..٫هرکس نغمه ی خود و از صحنه رود..
۲.اگه اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی...
۳.میان آدمیان چیزی نیست٫جز دیوارهایی که خود ساخته اند....
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:22
  به قلم: هومن و شادی
|
عشق خطای فاهش فرد در تمایوز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولیست....!!
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:17
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 0:7
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 1:25
  به قلم: هومن و شادی
|
دو خط موازی ، هرگز به هم نمی رسن . مگر اینکه یکی از اونها برای رسیدن به دیگری بشکنه .
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 1:19
  به قلم: هومن و شادی
|
در عمق قلبم آتشی است٫قلبی سوزان
در عمق قلبم آرزویی اســت برای آغــاز
من در احساسات میمیرم٫دنیای من در خیال است
من در رویاهایم زندگی می کنم٫در رویاهایم
با حضور زیبای تو
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 1:14
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 23:44
  به قلم: هومن و شادی
|
امام حسین میگه:در ارتباط با کسی که به تو امیدوار اسـت خـوش
اندیش باش...
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 0:14
  به قلم: هومن و شادی
|
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه میره و دومین کسی رو
که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی
دلتو بد تر میشکونه و می ذاره میره و بعدش دیگه هیچ چیز
واست مهم نیست و از این به بعد می شی اون آدمی که
هیچ وقت نبودی دیگه دوست دارم واست رنگی نداره
و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو می شکونی
که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ....
اینطوریه که دل همه آدما می شکنه
+
نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 1:20
  به قلم: هومن و شادی
|
گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب آن مستی و
خواهان آن گناهم.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 0:34
  به قلم: هومن و شادی
|
لحظه ها را سپری کردیم تا به خوشبختی برسیم٫دریق
که خوشبختی همان لحظات بود
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 13:51
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 11:30
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 11:29
  به قلم: هومن و شادی
|
گفتمش دل می خری ؟ پرسید چند؟
گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل
زدستانم ربودتا به خود آمدم او رفته بود دل زدستش
روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جامانده بود
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 11:23
  به قلم: هومن و شادی
|
((عشق زیبا ترین دروغ دنیا))
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 2:11
  به قلم: هومن و شادی
|
<<گنجینه آدمی حرفهایی ست که برای نگفتن دارد>>
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:41
  به قلم: هومن و شادی
|
دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا سطح بلندترين
قله عشقهاي بلند پايين نخواهم آورد
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 0:39
  به قلم: هومن و شادی
|
می شه مثل یه قطره اشک بعضی ها رو از چشمت بندازی ٫ ولی هیچ
وقت نمیتونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشات جـاری
می شه...
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 2:0
  به قلم: هومن و شادی
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:47
  به قلم: هومن و شادی
|
پيش خودم دل بستم و بهش نگفتم حرفمو
حتي نگاه عاشقش باز نشکست طلسممو
خواستم بگم هرچي که هست مهر سکوتم نشکست
بغضه گلومو باز گرفت من کم شدم اون ننشست
راستش زبونم بند اومد بختک رو واژه سايه کرد
رفت و خلأ منو گرفت من موندم و سکوت درد
هرچي تو فکرم بود نموند خالي شدم از کلمه
خواستم که راحتم کنه خسته شدم يه عالمه
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 1:10
  به قلم: هومن و شادی
|
اگه اول هر تصمیمی با یه انگشت تلنگر کوچیک به پیشونیت بزنی٫
مجبور نیستی آخر کار با مشت محکم تو فرق سرت بکوبی...!!
((افلاطون))
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 0:54
  به قلم: هومن و شادی
|
اگه واسه بهتر شدن منتظر زمان بهتری هستی
((همیشه زود دیر می شود))
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 0:48
  به قلم: هومن و شادی
|
تو را من چشم در راهم...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:15
  به قلم: هومن و شادی
|
از ساعت متنفرم از این اختراع عجیب بشر که مدام جای
خالیه حضورت را به رخ دل تنگی های تنهاییم می کشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 1:46
  به قلم: هومن و شادی
|
اگر مهر بهترين صدايي باشد كه به گوش مي رسد
و اگر نسيم زيباترين تراني اي باشد كه خوانده باشند
اگر لطافت آخرين نقطه دوستي باشد
هيچكدام مرتبه تو را بر نمي تابد
چرا كه من تو را در لابه لاي انديشه هايم
پيدا كردم و گم نمي كنم و در يافتم كه تو
زيباترين واژه هستي

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 1:49
  به قلم: هومن و شادی
|
اشكهايم سحرگاه تقديم به لحظه هاي انتظار تو مي شوند
باشد كه روشني بخش لحظه هاي زيبايت باشد. 
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 1:46
  به قلم: هومن و شادی
|
عادت همه چیز را ویران میکند وای برروزی که چیزی -حتی عشق -
عادتمان شود .......عاشق کم است . سخن عاشقانه فراوان
دیگر سخن گفتن عاشقانه دلیل عشق نیست و آواز عاشقانه
خواندن دلیل عاشق بودن ..... و ای دوست تو نگاه عاشقانه ات را
خالصانه بگو و همیشه به یاد داشته باش شبه عشق
در کنار عشق بوده
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:25
  به قلم: هومن و شادی
|
حکایت جالبی است که فراموش شدگان هرگز فراموش
کنندگان را فراموش نمی کنند.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:11
  به قلم: هومن و شادی
|
عزيز من:
تنها زندگي كن بدون هيچ احساس بدون آنكه دوست
داشته باشي و دوستت داشته باشند چون تنها به دنيا
آمدي و تنها از اين دنيا خواهي رفت پس تنها باش
و بگذار خانه عشقت هميشه خالي از عشق باشد
چون آنقدر عظيم هست كه تو را نابود خواهد كرد...
اما:
اگه كسي رو دوست داشتي عميق و از ته دل دوست بدار.
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 1:1
  به قلم: هومن و شادی
|